يحيى دولت آبادى
40
حيات يحيى ( فارسى )
دلتنگى مينمايد و مىرساند كه من و امثال من آنها را تحريك مينمائيم عين الدوله اين مطلب را ميگويد و اما نميخواهد به روى خود بياورد كه بيشتر تحريكات از طرف كسانى است كه مدعى صدارت او هستند بهر صورت نگارنده هم با او متاركه كرده براى اجراى دستخط شاه و تأسيس عدالتخانه علنا اقدامات نموده مخصوصا بعضى از خلوتيان شاه را مانند شكر اللّه خان معتمد خاقان كه جوان وطنخواهى است و غير او را وادار ميكنم شاه را براى دادن مجلس عدالت و قانون ترغيب نموده محسنات اين كار را به او حالى كنند آنها هم بهيچوجه كوتاهى نميكنند تا كار به جائى ميرسد كه شاه از اتابك اعظم مؤاخذه مىكند كه چرا در اجراى دستخط كوتاهى دارى اتابك ميگويد مشغول اقدامات آن هستم يكروز شاه بتندى به او ميگويد تأخير در اين كار صحيح نيست و عاجلا بايد در تمام ولايات عدالتخانه تأسيس شود عرض مىكند اگر صلاح ميدانيد در پنج مركز از ولايات بزرگ ابتدا تأسيس نمائيم و بعد به جاهاى ديگر بپردازيم شاه هم سكوت مينمايد اتابك اعظم از اصرار شاه تعجب دارد حدس مىزند كه چون خبر متاركه كردن آقايان با دولت و داد و فرياد نمودن آنها در راه اجراى دستخط عدالتخانه بشاه رسيده است خيال مىكند اگر تأخير شود باز اسباب زحمتى فراهم گردد اما واقع امر اين نيست بلكه خلوتيان شاه از روى مقاصد خود و تحريك اصلاحخواهان او را آسوده نميگذارند كمكم عين الدوله ميفهمد در خلوت هم از اين صحبتها هست بعضى از روى وطنخواهى بعضى از روى ضديت با او بعضى بخصوصيت با ميرزا على اصغر خان امين السلطان كه ميخواهند او را بايران بياورند و عين الدوله مدعى بزرگ اين كار است شاه را آسوده نميگذارند لذا معتمد خاقان و نظام السلطان را كه با اصلاحخواهان از ديگران مربوطترند ببهانهاى چوب زده تبعيد مىكند بعضى ديگر را هم از خلوت اخراج مينمايد به خيال خود از فساد دربار و خلوت شاه جلوگيرى مىكند در صورتى كه اين اقدامات آتش كينهء بدخواهان او را شعلهورتر ميسازد و بر ضديت خود ميافزايند .